آحاب

- چون توانست بفهمد که یک مورد جزئی کوچک، هر چه هم که بی آزار به نظر برسد، می تواند همه چیز را نابود کند. می گویند آحاب بعد از آرام کردن شهر، بیرون راندنِ تبه کارانِ سرسخت، و مدرن کردن کشاورزی و بازرگانی در ویسکوز، یک شب دوستانش را به خانه دعوت کرد و برای شام تکه گوشت چرب و نرم پخت. ناگهان متوجه شد که نمک تمام شده است.

پس، پسرش را صدا زدوگفت: "برو به ده و نمک بخر. اما به قیمت؛ نه گران تر، ونه ارزان تر."

پسرک تعجب کرد: "پدر،می فهمم که نباید گران تر بخرم. اما اگر بتوانم کم تر پول بدهم، چرا کمی در پولمان صرفه جویی نکنم؟"

-"در یک شهر بزرگ، مشکلی ندارد. اما این کار دهی مثل ده ما را به نابودی می کشد."

پسرک دیگر چیزی نگفت و رفت. اما مهمان ها که این گفتگو را شنیده بودند، خواستند بدانند چرا نباید اگر شد، نمک را ارزان تر بخرند. آحاب گفت:

-"کسی که نمک را زیر قیمت می فروشد، حتماً به شدت به پول احتیاج دارد. کسی که از این موقعیت استفاده می کند، نشان می دهد که به عرق و مبارزه یک انسان برای تولید نمک، احترام نمی گذارد."

-"اما این نمی تواند یک ده را نابود کند."

-"در آغاز دنیا هم "بیداد" کوچک بود. اما هر کس از راه رسید، چیزی به آن اضافه کرد، و همیشه فکر می کردند مهم نیست، و ببینید امروز به کجا رسیده ایم."

 

پائولو کوئلیو؛
"شیطان و دوشیزه پریم" , بخش پنجم
ترجمه آرش حجازی

/ 29 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین

ما اصن بحث مضمونی نکردیم....منم گفتم که تو همه ی کتاب هاش یه قسمت هایی انقدر خوبن که آدم اصن فکر نمی کنه این نویسنده همون نویسنده ی ادامه ی کتاب تکراری باشه!!!! البته می گن یه آدم تو زندگیش یه شعر خوب یه کتابه خوب یه جمله ی خوب گفته باشه به همه ی زندگیش می ارزه و دینشو به همه ی زندگیش ادا کرده و وظیفه ی نویسنده و شاعر حتماً شعر خوب گفتن و داستان خوب نوشتن نیست ولی به هر حال باید از نویسنده متشکر باشیم که با این که انقدر تکراری و خسته کنندست ولی بازم از نظر مضمونی تونسته یه جاهایی میخشو بکوبه...همینم شده که همچین نویسنده هایی طرفدارای خودشونو دارن... ولی با اینم موافقم وقتی یه نویسنده یا شاعر به طور کل قوی بنویسه تاثیر گذار تره...حداقل برای من مثه رضا قاسمی که من جمله هاشو هرگز فراموش نمی کنم ولی رومن گاری توی ذهنم نمونده چون قوی نبود...

نازنین

درسته که توی هنر فرم تعریف شدست ولی به نظر من پیروی از یه فرم تعریف شده به طور دائم خسته کنندست! شیکوندن این فرم ها می تونه جالب تر باشه ...و اینکه اهمیت فرم بیشتره از محتوا یه حقیقت انکار ناپذیر البته کار نویسنده یا شاعر حتی اگه محتوی نداشته باشه با پیروی از فرم می تونه قابل قبول باشه... تمام!

قاصدک

یه چیز محو یادمه از آقای غلامحسین یوسفی که گفته بودن گاهی یک اثر مدیون هنرمنده و گاهی یک هنر مند مدیون یک اثر آدم هایی مثل کوئیلو جزو دسته ی اول نیستن هیچ ، حتی مدیون "یک" اتر هم نیستن بلکه مدیون چند تا جمله یا متن خوبن بحث این جاست که واقعا کدوم ارزش منده ؟ توجه کردن به محتوا خیلی مهمه اما توی یک فرم بد مخاطب حتی حوصله ی درست خوندن متن رو پیدا نمی کنه چه برسه به فکر کردن به محتوا البته این که یه نفر به کجا ارجاع بده به کجا نده به خودش مربوطه! نمی دونم حدت رو با کدوم /ه/ می نویسن به نظرم این درست تر اومد[نیشخند]

نازنین

داشتم فکر می کردم یهو تو ذهنم اومد ما چرا بحث مضمونی نکردیم؟؟؟؟ اینجا تنها بحثی که درخور بود که نشه بحث مضمونی بود حقیقتن! خودمونیما خوب بحثو منحرف کردیما...![نیشخند]

پرتاقال

بابا ناهیـــــــد چرا ناراحت شدی؟:-" اتفاقا همین انقلاب سفید که گفتی من از همون اولشم به همین نتیجه رسیده بودم که انقلاب سفید چیز بدی نبوده و صرفا چون "شاه" اینو گفته بش انتقاد می کنن ولی قضیه کوئلیو فرق داره اولا کامنت من در راستای غر زدن به سبکش بود نه به کتابش ولی خوب من که ندیدمش و فقط این که خیلی پیر لوس و کسل کنندس از کتاباش برداشت می شه و مثلا همین چیزی که تو گذاشتی شاید یه نویسنده ی دیگه بتونه خیلی زیبا تر و قشنگ تر و با یه سبک کاملا جدید همین پیامو برسونه یه جوری که تاثیرش هم بیشتر بشه ولی من نه از عقاید عرفانی و نه از سبک نوشتنش و نه حتی از حجازی خوشم میاد و کلا اومدم یه غری بزنم برم :-" پس نمی خواستم افه و یا پز روشنفکری بدم :-ال چون اصولا بلد نیستم حتی مثلا اگه روشنفکر نما بودم میومدم می گفتم این یارو دمدس نخونینش حالا نمی خوام ادعایی کنما شایدم باشم و تو درست بگی ولی به هر حال خوب منظورم چیزه دیگه بود خدافظ و بوس :×

پرتاقال

بابا ناهیـــــــد چرا ناراحت شدی؟:-" اتفاقا همین انقلاب سفید که گفتی من از همون اولشم به همین نتیجه رسیده بودم که انقلاب سفید چیز بدی نبوده و صرفا چون "شاه" اینو گفته بش انتقاد می کنن ولی قضیه کوئلیو فرق داره اولا کامنت من در راستای غر زدن به سبکش بود نه به کتابش ولی خوب من که ندیدمش و فقط این که خیلی پیر لوس و کسل کنندس از کتاباش برداشت می شه و مثلا همین چیزی که تو گذاشتی شاید یه نویسنده ی دیگه بتونه خیلی زیبا تر و قشنگ تر و با یه سبک کاملا جدید همین پیامو برسونه یه جوری که تاثیرش هم بیشتر بشه ولی من نه از عقاید عرفانی و نه از سبک نوشتنش و نه حتی از حجازی خوشم میاد و کلا اومدم یه غری بزنم برم :-" پس نمی خواستم افه و یا پز روشنفکری بدم :-ال چون اصولا بلد نیستم حتی مثلا اگه روشنفکر نما بودم میومدم می گفتم این یارو دمدس نخونینش حالا نمی خوام ادعایی کنما شایدم باشم و تو درست بگی ولی به هر حال خوب منظورم چیزه دیگه بود خدافظ و بوس :×

پرتاقال

همممم می دونم ناراحت نشدیا عادتمه کلا همیشه همینو می گم :-"

نازنین

راستی اون نشه هه "بشه" بودااا!

قاصدک

نظرم مختلط بود نعل و میخ بود چه میشود کرد!

پرتاقال

اون اسمایلیز چین اون ته پس ؟:دی از اونا کمک بگیر می شه خوند دیگه :-" نمی شه؟:-اس یعنی واقعااا نتونستی بخونی؟:-"