روزی که قوزک به کما رفت

همان روز بود. که پرنده ها از قفس آزاد شدند. همسایه ی کتابفروش آش نذری داد. سیما توی گوش توکا زد و خورشید خشک شد. برساوُش مگس جنوبی را کشت. خشکسالی تمام شد. کاکتوس ۱ ساله مُچاله شد و شکوفه های درخت انار، زرد آلو شدند.

 

 

 

 

1: سه شنبه ساعت خریدم.

2: چهار شنبه رفتم شمال.

3: جمعه رفتم رستوران خاور خانم.

4: شنبه امتحان ترم تاریخ رو غایب شدم.

5: شنبه موهامو کوتاه کردم.

6: کاکتوسم مُرد.

/ 9 نظر / 15 بازدید
زیگما اف

راستی شما کلاس تاریخ دارین؟ ... فک کنم داشته باشین، با یه معلم سرشار از نکات اضافه!!

الهام

[متفکر]

زیگما اف

ینی میخوای بگی ما جزء همه حساب نمی شیم!؟ :دی

ساحل

کاکتوسی که مرده همون کاکتوسی هست که چماله شده؟ [ناراحت]

ساحل

مچاله شده یعنی چی؟ [ناراحت]

ساحل

چه قده بد بیچاره [ناراحت]

مریم

جدا؟ امتحان تاریخ ندی چی میشه؟؟ میخوااام...

ratel

un ruz k ghouzak be coma raf belaqare khoub boud ia rouzei badi boud?? ma nafahmidim