اوژنی گرانده

این خیابان های کثیف

این خیابان های آبی-خاکستری

این نگاه های یخ زده

آدم هایی که مشغول مردنشان هستند

و کتاب هایی که سیمی کردنشان نیم ساعت طول میکشد.

اگر جوجه تیغی ها به خودشان زنجیر آویزان نمیکردند

و تو روی تفکرات من وایتکس نمی ریختی

خیابان ها کثیف نمیشد

و من معنی اوژنی گرانده را میفهمیدم!

 

دست نوشته ی خودم

/ 2 نظر / 4 بازدید
فائزه.م

"و کتاب هایی که سیمی کردنشان نیم ساعت طول میکشد." و چقد زود میتوان همه چیز را در این دنیا تغییر داد دست نوشته های قشنگی داری چقد اواتارت اشناست مطمئنا یه جایی دیدمت

ایلیا

این نام "اوژنی گرانده" مرا به اواخر دهه شصت و زمانی که فیلم سینمایی "اوژنی گرانده" به کارگردانی ماریو سولداتی و بازی زیبای آلیدو والی در نقش اوژنی را در سینما کریستال دیدم، می اندازد پنج مرتبه این فیلم را دیده ام ! یه سه مرتبه ای و یه دو مرتبه ای ! در سه مرتبه ای اول دچار افسردگی فلسفی شده بودم و ده روز مرتبا درونم سوالاتی مطرح می شد و از این دنیا خارج شده بودم !!! و پس مدتی به خواندن کتاب اوژنی گرانده پرداختم تا ببینم آنچه نویسنده کتاب نگاشته با آنچه کارگردان به نمایش درآورده هم ارز است یا نه ؟ در دو مرتبه دیگر به دقت به کاراکتر های داستان و فضای قرن نوزدهمی فرانسه رفتم و .... من حالا دیگر یکی از طرفداران پر پروپاقرص بالزاک و سبک رئالیسم شده بودم !