دئیدره اونیل, معروف به اِدا

...

آنچه پسرک در برابر تلویزیون تجربه می کند-دروازه ای به سوی واقعیتی متفاوت- همان چیزی است که می خواهم در آتنا بر انگیزم. همه چیز به همین سادگی است و همزمان بسیار پیچیده. ساده, برای اینکه  فقط کافی است رفتارمان راعوض کنیم:«دیگر نمیخواه مدنبال خوشبختی بروم. از حالا به بعد مستقلم, زندگی را با چشم های خودم می بینم, نه چشم های دیگران. می خواهم بروم دنبال ماجرای زنده بودن.»

و پیچیده است: « چرا نمی خواهم دنبال خوشبختی بروم؟ همه به من یاد داده اند این تنها هدفی است که به زحمتش می ارزد. چرا می خواهم خودم را در راهی به خطر بیندازم که دیگران حاضر نیستند خطرش را بپذیرند؟ »

اصلاً خوش بختی چی هست؟

...

 

پائلو کوئلیو

کتاب ساحره ی پورتوبلو – بخش "دئیدره اونیل, معروف به اِدا"

ترجمه ی آرش حجازی

+ شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت ؛ پائولو کوئلیو

هرون رایان, خبرنگار

"

آتنا ایستاد و به اطرافش نگاه کرد:

«چرا همین طور ایستاده اید؟ »

صدای  پرحجب زن بازیگری بلند شد:« به نظرم می رسد... این کار کمی مسخره است. ما هماهنگی را یاد می  گیریم, نه بر عکسش را.»

«اما کاری را که می گویم بکنید. به توجیه فکری نیاز دارید؟ باشد: تغییرات تنها هنگامی رخ می دهد که همه چیز را بر عکس, کاملاً برعکس عادتمان انجام دهیم

"

 

پائلو کوئلیو

کتاب ساحره ی پورتوبلو, بخش "هرون رایان, خبرنگار"

ترجمه: آرش حجازی

+ شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت ؛ پائولو کوئلیو

آحاب

- به آحاب فکر می کردم، مصلح بزرگمان، قهرمانمان، مردی که به دست ساوَن قدیس تبرک شد.

- چرا آحاب؟

ادامه
+ جمعه ٩ دی ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت ؛ پائولو کوئلیو

ساحره ی پرتوبلو

 

"

«زمین مال ما نیست, ما مال زمینیم: قدیم ها که همه اش توی سفر بودیم, هر چی دور و برمان بود, مال ما بود: گیاه ها, آب, چشم انداز هایی که کاروان های ما از آن می گذشتند. قوانین ما قوانین طبیعت بود: اقویا زنده می مانند و ما ضعفا, ما تبعیدیان ابدی, یاد گرفتیم که نیرویمان را پنهان کنیم و فقط موقع ضرورت ازشان استفاده کنیم.

ما اعتقاد داریم که خدا صرفاً خالق کیهان نیست, خدا خود کیهان است و ما در خداییم و او در ماست. اما...»

مکث کردم. اما تصمیم گرفتم ادامه بدهم, با این کار به خاطره ی حامی ام احترام میگذاشتم... "

کتاب "ساحره ی پروتوبلو", پائلو کوئلیو, ترجمه ی آرش حجازی

 

+ شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت ؛ پائولو کوئلیو