معرفی میکنم: یه روز خوب !

من در این لحظه با اینکه سردرد و کتف درد و انگشت پا درد شدید دارم, امروز رو به عنوان یه روز خوب معرفی میکنم ! نیشخند


از صبح شروع میکنم نیشخند

درسا که تعریفی نداشتن, مسخره و کسل کننده مثل همیشه ! در مجموع تا ظهر اتفاق خاصی نیفتاد نیشخند

بعد از مدرسه هم تا ساعت 4:30 کلاس هندسه داشتم که بد نبود نیشخند

 

قسمتای جالب از اینجا شروع میشه ... نیشخند

فردا تولد مامانمه, برای همین بعد از مدرسه با بابام تجریش وعده کردیم که مثلاً بریم برای مامانم کادو بگیریم نیشخند

اول که من کلی الاف بابام شدم و توی اون مدت کلی اتفاق افتاد نیشخند

ولی بعدش بابام اومد و رفتیم برای مامانم هدیه خریدیم

بعدش هم برای خودمون یه چیزایی گرفتیم البته خنده

(توجه کنید که در طول همه ی این اتفاقات ما کلی شوخی میکردیم و میخندیدیم و کلی داشت به ما خوش میگذشت نیشخند )

بعدش دیگه کم کم تصمیم گرفتیم برگردیم که یهو به این نتیجه رسیدیدم که روز خوبمون کامل نمیشه اگه نریم یه چیزی بخوریم ! نیشخند برای همین رفتیم فلوت (یه رستوران نسبتاً بی ریخت که غذا های خیلی بامزه ی خوشمزه ای داره ! مثلاً دلمه, آش , و کلاً ازین غذا ها که اگه مامانا یه روز درست کنن احتمالاً توی اون روز خیلی خوشحال و مهربون بودن و باید کلی سپاسگزاری کنیم بگذریم نیشخند )

و دو تا آش سفارش دادیم که یکیش خیلی چیلی بود

بعد هم رفتیم و اونقدر ترافیک بود که 1 ساعت طول کشید برسیم خونه ! (باید 15 دقیقه طول میکشید ! نیشخند )

مهم اینه که در طول همه ی این اتفاقا خوش گذشت و امروز خیلی خوب بود نیشخند

همین نیشخند

 

 

نیشخند

+ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه