سر کلاس که هستم

دوستم ( قلب ) یه شونه داره, از اینا که تا میشن.

بعد سر کلاسِ حسابان داشتم به شوخی با اون شونه هه سیبیلا (یِ نداشته ی نامرئی نیشخند ) ش رو شونه میکردم, بعد یهو برگشتم دیدم آقای ×××× ××××(معلم حسابان) داره با بُـــهـــــــــــت نگاه میکنه خنده

+ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه