دئیدره اونیل, معروف به اِدا

...

آنچه پسرک در برابر تلویزیون تجربه می کند-دروازه ای به سوی واقعیتی متفاوت- همان چیزی است که می خواهم در آتنا بر انگیزم. همه چیز به همین سادگی است و همزمان بسیار پیچیده. ساده, برای اینکه  فقط کافی است رفتارمان راعوض کنیم:«دیگر نمیخواه مدنبال خوشبختی بروم. از حالا به بعد مستقلم, زندگی را با چشم های خودم می بینم, نه چشم های دیگران. می خواهم بروم دنبال ماجرای زنده بودن.»

و پیچیده است: « چرا نمی خواهم دنبال خوشبختی بروم؟ همه به من یاد داده اند این تنها هدفی است که به زحمتش می ارزد. چرا می خواهم خودم را در راهی به خطر بیندازم که دیگران حاضر نیستند خطرش را بپذیرند؟ »

اصلاً خوش بختی چی هست؟

...

 

پائلو کوئلیو

کتاب ساحره ی پورتوبلو – بخش "دئیدره اونیل, معروف به اِدا"

ترجمه ی آرش حجازی

+ شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت ؛ پائولو کوئلیو