منِ کتابخون !

یه مسابقه ی عکاسی مهم بود که خیلی امکان یه چیزی شدن توشو داشتم, دو روز بعد از اینکه وقتش تموم شد فهمیدم.
یه مسابقه ی کتابخوانیِ مهم بود که خیلی امکان یه چیزی شدن توشو داشتم, 1 روز بعد از اینکه وقتش تموم شد فهمیدم.

 

الان به من بگید چه احساسی باید نسبت به مسابقه ی بعدی داشته باشم !

..!.

+ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه

stick man !

اگه حوصلتون سر رفته
اگه میخواین یه چیز باحال ببینین
اگه میخواین یه کم نقاشی کنین
اگه میخواین یه کم کار, صرفاً جهتِ سرگرمی انجام بدین
اگه میخواین یه چیزای خلاقانه ای ببینین

و اگه میخواین به حرف من گوش بدین (مژه)

این سایتو نگاه کنید نیشخند

 

×پ.ن: گالریش رو حتمـــــــاً ببینید !! خنده

+ پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ اینترنت

دئیدره اونیل, معروف به اِدا

...

آنچه پسرک در برابر تلویزیون تجربه می کند-دروازه ای به سوی واقعیتی متفاوت- همان چیزی است که می خواهم در آتنا بر انگیزم. همه چیز به همین سادگی است و همزمان بسیار پیچیده. ساده, برای اینکه  فقط کافی است رفتارمان راعوض کنیم:«دیگر نمیخواه مدنبال خوشبختی بروم. از حالا به بعد مستقلم, زندگی را با چشم های خودم می بینم, نه چشم های دیگران. می خواهم بروم دنبال ماجرای زنده بودن.»

و پیچیده است: « چرا نمی خواهم دنبال خوشبختی بروم؟ همه به من یاد داده اند این تنها هدفی است که به زحمتش می ارزد. چرا می خواهم خودم را در راهی به خطر بیندازم که دیگران حاضر نیستند خطرش را بپذیرند؟ »

اصلاً خوش بختی چی هست؟

...

 

پائلو کوئلیو

کتاب ساحره ی پورتوبلو – بخش "دئیدره اونیل, معروف به اِدا"

ترجمه ی آرش حجازی

+ شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت ؛ پائولو کوئلیو

سر کلاس که هستم

دوستم ( قلب ) یه شونه داره, از اینا که تا میشن.

بعد سر کلاسِ حسابان داشتم به شوخی با اون شونه هه سیبیلا (یِ نداشته ی نامرئی نیشخند ) ش رو شونه میکردم, بعد یهو برگشتم دیدم آقای ×××× ××××(معلم حسابان) داره با بُـــهـــــــــــت نگاه میکنه خنده

+ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه

کارم

الان 2-3 روزه کارِ من شده این که هی بشینم اینا رو بچرخونم و در حالتای مختلف ازشون عکس بگیرم !! نیشخند

+ چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ عکس ؛ عکاسی

بازگشت

من برگشتم ! نیشخند بغل

 

 

پ.ن: این چند روز که نبودم تهران چه قدرررررر بارون اومده گریه

+ یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه

گذر

×تذکر: این پست شامل یه سری حرفه که صرفاً یه سری حرف های روزانه هستن که ممکنه براتون جالب نباشن یا حتی غیرِ جالب یا کسل کننده باشن  نیشخند

 

احساس میکنم چند وقته یه جوری شدم, یه جوری که نوشته های اخیر اَم همشون یه جورایی مینیمال بودن خب من نوشتنِ نوشته های مینیمال رو دوست دارم, خوندنشون رو هم دوست دارم. عکاسی مینیمال هم دوست دارم.

ادامه
+ دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه