دغدغه

یکی از بزرگترین دغدغه های ذهنیِ من اینه که فرق کاراته و تکواندو و جودو و کنگ فو و ووشو رو بدونم متفکر

+ شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ مینیمال

مارشِ تُرک

این آهنگ که اسمش مارش ترک هستش رو احتمالِ زیاد شنیدین, لینکشو میذارم واسه دانلود نیشخند آهنگسازش هم جنابِ استادِ غیرِ قابلِ توصیف گرانقدر, Mozart

دانلودِ مارش ترک - پیانو

+ سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: موسیقی

رویا های من

دیشب تمام مدت توی خواب داشتم توی کفشام پودر بوگیرِ کفش[1] میریختم خنده

 

 

 

1. اصلاً داریم چنین چیزی؟

+ جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ مینیمال

استیو

اینو پریروز یکی از بچه ها به خاطرِ فوت استیو جابز با یه نخِ دراز آویزون کرده بود گردنش!! خنده

+ دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ عکس

هرون رایان, خبرنگار

"

آتنا ایستاد و به اطرافش نگاه کرد:

«چرا همین طور ایستاده اید؟ »

صدای  پرحجب زن بازیگری بلند شد:« به نظرم می رسد... این کار کمی مسخره است. ما هماهنگی را یاد می  گیریم, نه بر عکسش را.»

«اما کاری را که می گویم بکنید. به توجیه فکری نیاز دارید؟ باشد: تغییرات تنها هنگامی رخ می دهد که همه چیز را بر عکس, کاملاً برعکس عادتمان انجام دهیم

"

 

پائلو کوئلیو

کتاب ساحره ی پورتوبلو, بخش "هرون رایان, خبرنگار"

ترجمه: آرش حجازی

+ شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت ؛ پائولو کوئلیو

مرگ

وقتی کسی می میرد، یعنی دیگر نمی شود بهش تلفن زد. یعنی دیگر نمی شود ازش معذرت خواست یا سرش داد زد. آدمی که مرده، ماجرایش تمام می شود.

+ پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ رو نوشت ؛ مینیمال

دنیل

-"مامان مامان, استاد دانیال چند متره؟؟"

 

 

 

 

 

پ.ن 1: خنده خنده
پ.ن 2: گوینده ی این حرفِ نغزِ زیبا مشخصه دیگه؟ نیشخند
پ.ن 3: استاد دانیال, استادِ تکواندو ش هستش که قدش... نیشخند

+ یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ مینیمال

تضاد های درونی

"
- آقا!
-بله؟
-نمی ترسید؟
-چرا, می ترسم. تو می خواهی که من در خیابانی یک طرفه, برگردم و در جهت ممنوع آن حرکت کنم. این ترس ندارد؟
-آقا! برای پیاده ها هیچ خیابانی یک طرف نیست. باور نمی کنید؟
-چرا, قبول می کنم. و باز هم می ترسم و بیشتر.
-پس پیشنهاد مرا رد کنید.
...
"


بخشی از فصلِ "دعوت به شراب کهنه" از کتابِ "تضاد های درونی"؛ نادر ابراهیمی

+ چهارشنبه ٦ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت

مسخره

امروز رفتم مدرسه,

مدرسه همون بود, با یه مشتِ اولای جدید.
مدرسه هیچ فرقی با سالِ پیش نداشت. دقیقاً به مسخرگی و بی مزگی پارسال بود,
با همون آدمای پارسال, معلمای پارسال. فقط کلاسمون یه ساعت داشت, یه ساعتِ خوابیده.

دوست نداشتم اصلاً.
اصلاً.

+ یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ دست نوشته

بادوم زمینی

-بابـــــا, چرا بادوم زمینی اسمش بادوم زمینیه؟

-چون بوته داره, از زمین در میاد .

-پس بادوم هوایی هم باید داشته باشیم؛ بادوم وسطی هم باید داشته باشیم !

 

 

(مکالمه ی برادرم و بابام نیشخند )

+ شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ مینیمال