La Noyée

1: باید رفت؛ ماندن برای کسانیست که حرفی برای گفتن دارند.

2: راضی ام از عکسا :)

3: شِبهِ فالُئِر ها برای من اهمیتی ندارند. این فالُئِر ها هستند که حتی وقتی نباشند, هستند. وقتی که من هم نباشم باز هم هستند و همین بس.

4: این آدم های متقلب روی نِروم هستند. خیلی زیاد, در حدی که از اینکه با آن شدت بد نگاهشان کردم, پشیمان نیستم اصلاً. به هر حال متقلب ها همشان مثل هم هستند؛ چه آن هایی که اسمت را میدزدند, چه آن هایی که آثار[1]ت را میدزدند, چه آن هایی که تو را میدزدند.

5: من مودی هستم, تقریباً در مورد همه چیز (کاریش هم نمیشود کرد)
یک روز تصمیم میگیرم اینجا را ببرم روی دامینم, یک روز تصمیم میگیرم تعطیلش کنم. کاریش هم نمیشود کرد.

 

 


 1: اعم از نوشته و شعر و و اختراع و اکتشاف و راه حل مسئله های حل شده و گزینه ی مورد نظر و عکس و نقاشی و مجسمه (و هر گونه هنر بصری دیگر).

+ جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ دست نوشته ؛ عکس

درک موسیقی

"...

گوش نیز باید آموزش ببیند, زیرا عضوی است که آسان تر از بقیه اعضا گول میخورد و حتی میتوان با جایگذاری نامناسب بلندگوها, به آن القا کرد که یک بینی است."

 

یه قسمتی از یه بند از "اطلاعیه های بهاری" - وودی آلن

+ دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت ؛ موسیقی ؛ مینیمال

اپیزود کوگل ماس

امروز تو مدرسه خوب بود. اعصابم رو هم با هم حرف زدن با نقش به هم نریختم اصلاً.
بعدش هم با کوثر و پگاه رفتیم کتابفروشی نیشخند دوست دارم کتابی رو که خریدم. بعدش هم با هم برگشتیم  نیشخند

 


1: "خدا خاموش است. چه کنیم که انسان خفقان بگیرد؟"
2: نسبت ایمیل دادن به آف گذاشتن, مثلِ نسبت نامه نوشتن به ایمیل دادنه.
3: آدمایی که ازشون بدم میاد زیاد شدن چشم
4: من مغرورم ؟
5: از "ز" بدم میاد, خیلی بیشتر از قبل !
6: آخه آدم نوشته ی طنز هم که میخونه باید غمگین بشه ؟ چشم
طنزای وودی آلن رو که میخونم,  مممم؛ یعنی طنزن ها, قلمشون هم خیلی قویه ها, بامزه هم هستنا, ولی وقتی میخونمشون بیشتر از هر چیزی غم میاد توی وجودم !
7: ارزشمند اگه بود که توی اون ژانر قرار نمیگرفت خنثی
8: ذهنم درگیر یه چیزی شده ! نیشخند فرتیق یعنی چی ؟ سوال
9: باز یه چیزی که میخواستم بگم یادم رفت.

+ چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه

:(( :-"

آقا من پدرم در اومد گریه امیدوارم دیگه خوب شده باشه, از دیشب تا حالا دارم بهش ور میرم. حتی یه وبلاگ ساختم تا اول کد ها رو روش تست کنم که اینجا تعطیل نشه چون کارم داره طول میکشه

میخوام نظر همه رو در موردش بدونما ! نیشخند

 

 

 

×تو فکر یه لوگو ام خیال باطل نیشخند

+ دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: مصائب قالب

Change

ادامه
+ یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ مصائب قالب

گذر

هوا که واسه من گرمه و منی که برای بار اول چتر دستم گرفتم و اون ناخنه هنوز بلند نشده و نوشته هام که خیلی مهمل شدن و منی که شاید شکاک باشم و خاطره هایی که باید ازشون بک آپ بگیرم و  اون چیزی که به قول تدین باعث مرگ هنرمندا میشه داره خیلی نمود میکنه بهم و این آدمه که با نام و نشونِ من اینور اونور میره و تازه لایک هم میکنه چیزا رو و منی که دیگه هیستیریک نمیخندم و  ناراحتیمو نشون میدم و بچه هام که دیگه به من پشت کردن (با تو ام پرستو :| ) و منی که دیگه امیدی به اون آرزوم ندارم.

ادامه
+ چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها:

آحاب

- به آحاب فکر می کردم، مصلح بزرگمان، قهرمانمان، مردی که به دست ساوَن قدیس تبرک شد.

- چرا آحاب؟

ادامه
+ جمعه ٩ دی ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت ؛ پائولو کوئلیو

heartbeat

یه روزی باید یه باد با عطر میوه های گرمسیر از سمت شمال بیاد تا این بو رو از این کمد ببره بیرون. هر چیزی حدی داره بالاخره. بالاخره, بالاخره همه اش ما همین کارو داریم انجام میدیم, حالا در مورد توی کمد شاید  نباشه, در مورد حرف زدن, نق زدن, فریاد زدن, زدن ... اوفففف.

بگذر.

ادامه
+ دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه

جمعه ها وقتی اینجورین و من دیگه یاسمن با بیسکوییت پرتقالی نمیخورم

امروز صبح رفتم امتحان دادم. بعدش اونا (در حالی که از تفریح همیشگی صبح های جمعشون برمیگشتن) اومدن دنبالم.

ادامه
+ جمعه ٢ دی ۱۳٩٠
ديدگاه
تگ ها: روزانه