:دی

امروز بردنمون سینما!! نیشخند فیلم "نفوذی" رو دیدیم!! به نظرم اصلاً جالب نبود خمیازه

ولی خب چون با بکس بودیم خوش گذشت نیشخند کلی خندیدیم, کلی خوردیم بعدم برگشتیم نیشخند

تو سینما که بودیم, دو تا از بچه ها با خودشون لیزر آورده بودن, مینداختن روی پرده, روی چشم آدم های فیلم خنده  قهقهه بعد یهو آقای مسئول سینما اومد با یه صدای کلفت (خنده) گفت: خانوما اگه لیزر بندازین فیلمو قطع میکنم!! عصبانی

خنده قهقهه

اتوبوس ها سر خیابون وایساده بودن و ما باید تا سر خیابون پیاده میرفتیم, از جلوی خونه ها که رد میشدیم مردم میومدن پشت پنجره چپ چپ نگاه میکردن خنده

یه خانومه هم از خونش اومد بیرون, یه ذره نگاه کرد گفت: اینجا چه خبره؟؟  تعجب

اینقدر موجودات عجیبی هستیم؟؟ سوال متفکر

 

نیشخند

+ شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
ديدگاه
تگ ها: روزانه

برادرم!

اینا چند تا از نقاشی های برادرم هستن! دفتر نقاشیشو چند روز پیش کش رفتم, دیدم نقاشی هاش خیلییییی  باحال اند!! قلب نیشخند

 

این 2 تا دارن تکواندو میکنن!!  خنده

ادامه
+ دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩
ديدگاه
تگ ها: عکس ؛ روزانه

گذر

اصلاً احساس خوبی ندارم. وقتایی که احساس خوبی ندارم خیلی بد مینویسم. ولی شاید لازم باشه بنویسم.

هیچ اتفاق خاصی نمیفته!! وقتایی که اتفاق خاصی نمیفته واقعاً فاجعه است. البته یه چیزی, دیشب یه اتفاق افتاد. تصادف کردیم. یه ماشین از پشت زد به ماشین مامانم. هم سپر اون شکست هم سپر ماشین مامانم. ولی بازم هیچی اتفاقی نیفتاد خمیازه , چون خیلی زود توافق کردن و رفتیم خونمون!!

 

همه میگن از بچه ها شاد بودنو یاد بگیریم! ولی کار غیر ممکنیه. بچه ها شادن چون آرزو هاشون کوچیکه. آرزو های برادر من نهایتِ نهایتش داشتن یه اسباب بازی خیلی خفنه!! ( پ.ن: من یادمه وقتی بچه بودم آرزو داشتم یه چسب مایع مثل اونی که توی تلویزیون دست اون خانومه که کاردستی درست میکرد دیده بودم, داشته باشم. هیچ وقتم به کسی نگفتم اون آرزوم رو, چون شنیده بودم نباید آرزوهام رو به کسی بگم. ولی مسئله اینجاست که اگه آرزومو به مامانم میگفتم, واسم از اون چسب ها میخرید و آرزوم بر آورده میشد! خنده )

 

 

واقعاً تاسف میخورم واسه بعضی آدم ها, اینقدر که جو گرفتتشون!! واقعاً قند و شکر میریزه از دهن شاعری که میگه:

آدمو سگ گاز بگیره ولی جو نگیره!  خنثی

 

حالتون گرفته شد, نه؟

نوشته های زمان احساس بد من رو نباید خوند!! نیشخند

 

 

×اسم بلاگمو عوض کردم. اسم قبلیش به نظرم خیلی کلیشه ای بود!! نیشخند

 

+ شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ دست نوشته

زندگیِ صفر و یکی

واقعاً سر کلاس عربی نشستن عذاب آوره!! کلافه باید یاد بگیریم هر کدوم از اعداد رو که میخوایم توی جمله بیاریم از چه قواعدی باید استفاده کنیم! 1 و2 واسه خودشون قاعده ی جدا, 3 تا 10 یه قاعده ی دیگه, 10 تا 100 یکی دیگه, اه! کلافه

- - - - - - - - - - - - - - - - -

کوییز های ریاضی نیشخند صفر و یکی! نیشخند یا صفر میشی یا یک. نیشخند

- - - - - - - - - - - - - - - - -

کارگاه!! بغل

- - - - - - - - - - - - - - - - -

4 شنبه میخوان ببرنمون اردو! بعد از قرن ها نیشخند

من فکر نمیکنم از اول سال 4 تا 4شنبه مدرسه رفته باشیم!! خب این مسئولین گرامی که اردو رو میندازن 4 شنبه, نمیگن معلم بدبختی که 4 شنبه ها کلاس داره با این همه تعطیلی که به 4 شنبه ها خورده چه جوری باید تا آخر سال درسو تموم کنه؟  منتظر

 

+ یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩
ديدگاه
تگ ها: روزانه

Doodle jump

 

Doodle jump یه بازی خیلی خفنه که اگه گوشیتون امکان rotate شدن داره میتونید با گوشیتون بازی کنید!! نیشخند

 

از اینجا دانلود کنید!!

 

+ دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩
ديدگاه
تگ ها: عکس ؛ اینترنت

starry night

این عکس:

با عنوان  starry night

یکی از آثار معروف وینسنت ویلیام ون گوگ , یکی از شخصیت های مورد علاقه ام.

خیلی دوستش دارم این نقاشی رو, و امروز بعد از مدت ها گشتن پازلشو پیدا کردم!! نیشخند

الان از صدام معلومه خیلی خوشحالم؟ نیشخند

 

ادامه
+ شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩
ديدگاه
تگ ها: وینسنت ویلیام ونگوگ ؛ عکس

(بدون عنوان)

صدای قلب نیست

صدای پای توست

که شب ها در سینه ام می دوی

کافیست خسته شوی

کافیست بایستی...

 

"گروس عبدالملکیان"

+ سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩
ديدگاه
تگ ها: رو نوشت

مصائب قالب!

سلام!!

باور کنین من با خودم در گیری ندارم هر روز قالب عوض کنم! نیشخند ولی هر قالبی میذارم یه مشکلی واسش پیش میاد مجبور میشم عوض کنم! مثلاً همین آخرین قالبی که داشتم, خیلی ازش خوشم میومد, ولی سایتش به طور کلی انگار از صفحه ی روزگار محو شده! تعجب مجبور شدم عوضش کنم. نیشخند

+ جمعه ۱ بهمن ۱۳۸٩
ديدگاه
تگ ها: روزانه ؛ مصائب قالب